یادگیری DevOps میتواند بسیار استرسآور باشد، به خصوص وقتی با لیست بیپایانی از ابزارها و تکنولوژیها روبرو میشوید. اما خبر خوب این است که موفقیت در این مسیر فقط به تسلط بر ابزارها خلاصه نمیشود. در این مقاله، شش نکته عملی از ویل باتن (Will Button)، متخصص DevOps، را بررسی میکنیم که بر استراتژی و طرز فکر تمرکز دارند، نه فقط مهارتهای فنی. این استراتژیها به شما کمک میکنند تا فرآیند یادگیری خود را مؤثرتر و کماسترستر کنید
استراتژی ۱: با چشمانداز نهایی شروع کنید
هدف را مشخص کنید، نه فقط ابزار را
اصل «با در نظر گرفتن پایان کار شروع کنید» بسیار کلیدی است. اهداف مبهمی مانند «یادگیری Terraform» چندان مؤثر نیستند. Terraform ابزار قدرتمندی است که میتواند کارهای زیادی انجام دهد، از ساخت یک محیط کامل AWS گرفته تا ایجاد سرور، دیتابیس و مدیریت DNS. شما نمیتوانید همه اینها را در یک جلسه یاد بگیرید.
به جای آن، یک هدف کوچک و مشخص تعیین کنید. برای مثال، به جای یادگیری کلی Terraform، هدف خود را اینگونه تعریف کنید: «استفاده از Terraform برای ساخت وبسروری که وبسایت شخصیام را میزبانی کند». این رویکرد، یادگیری را از یک فهرست بلندبالا از ابزارها به مجموعهای از دستاوردهای معنادار و مبتنی بر پروژه تبدیل میکند. به یاد داشته باشید که ابزارهای DevOps فقط ابزار هستند. یادگیری اینکه چگونه با یک آچار یک پیچ را باز کنید مفید است، اما این مهارت به تنهایی برای تعمیر کامل ماشین شما کافی نیست.
استراتژی ۲: سریع و هوشمندانه شکست بخورید
شکست به عنوان یک مکانیزم بازخورد
عبارت «سریع شکست بخور» با «سریع حرکت کن و همه چیز را خراب کن» تفاوت اساسی دارد. دومی فاقد ساختار است، اما اولی یک مکانیزم بازخورد دارد که به هدف شما گره خورده است. شکست سریع نیازمند یک مکانیزم بازخورد است، و این بازخورد را تنها زمانی میتوانید دریافت کنید که استراتژی شماره یک را دنبال کرده و هدف مشخصی در ذهن داشته باشید. منظور این است که اگر در مسیری قدم گذاشتید که به نتیجه نمیرسد، باید هرچه سریعتر متوجه شوید تا بتوانید برنامه خود را تغییر دهید.
به عنوان یک مثال عملی، فرض کنید تصمیم میگیرید وبسایت خود را با استفاده از S3 مستقر کنید. اما خیلی زود متوجه میشوید که سایت شما دارای رندر سمت سرور (server-side rendering) است و این روش کار نخواهد کرد. در این لحظه شما سریع شکست خوردهاید و به سراغ «نقشه B» میروید. دیدن شکست نه به عنوان یک مانع، بلکه به عنوان بخشی ضروری از فرآیند یادگیری، به شما کمک میکند تا زودتر به راهحل درست برسید.
استراتژی ۳: قدرت تداوم روزانه
هر روز یک قدم، حتی کوچک
ثبات و تداوم بسیار حیاتی است، درست مانند یادگیری یک ساز موسیقی یا یک زبان خارجی. شما باید هر روز زمانی را به تمرین مهارتهای خود اختصاص دهید. اگر این کار را نکنید، بخش قابل توجهی از زمان مطالعه بعدی شما صرف یادآوری مطالبی میشود که فراموش کردهاید و پیشرفت شما کند خواهد شد.
میتوانید این فرآیند را با عملکرد مغز مقایسه کنید: وقتی برای اولین بار مهارتی را یاد میگیرید، در حافظه موقت (مانند Redis) ذخیره میشود. اما با تکرار مداوم، مغز شما متوجه اهمیت آن شده و آن را از حافظه موقت به یک پایگاه داده بلندمدت منتقل میکند، جایی که به صورت دائمی ذخیره شده، به سایر اطلاعات مرتبط گره خورده و ایندکس میشود تا بتوانید در زمان نیاز به سرعت آن را پیدا کنید. تمرین روزانه این «حافظه عضلانی» را برای مهارتهای فنی شما ایجاد میکند.
استراتژی ۴: «نقشه نبرد» خود را ترسیم کنید
قبل از ساخت، برنامهریزی کنید
هیچ ارتشی بدون نقشه به جنگ نمیرود. شما هم نباید بدون برنامه شروع به یادگیری یا ساختن کنید. قبل از شروع هر پروژهای، یک «نقشه نبرد» مکتوب و با جزئیات تهیه کنید. این کار به شما کمک میکند تا تمام پیشنیازها را شناسایی کرده و از وقفههایی که انگیزه را از بین میبرند، جلوگیری کنید.
برای مثال، نقشه نبرد برای پروژه استقرار وبسایت با Terraform میتواند شامل پیشنیازهای زیر باشد:
• یک وبسایت آماده
• نصب بودن Terraform
• یک فضای کاری (Workspace) در Terraform
• یک حساب کاربری در یک ارائهدهنده ابری (AWS، GCP و غیره)
• یک نام دامنه
• یک ریپازیتوری و حساب کاربری در GitHub
نوشتن این لیست از قبل، مانع از این میشود که در میانه کار و در اوج هیجان، ناگهان متوجه شوید که یکی از پیشنیازها را فراهم نکردهاید و مجبور به توقف شوید.
6. استراتژی ۵: دنیای اطراف را خاموش کنید
هنر تمرکز عمیق یا Flow State
ورزشکاران حرفهای میتوانند در میان هیاهوی هزاران تماشاگر تمرکز کنند. این توانایی که «حالت غرقگی» یا Flow State نامیده میشود، مهارتی است که شما نیز برای یادگیری به آن نیاز دارید. مهمترین بخش، کنترل محیط اطراف برای به حداقل رساندن حواسپرتیها است.
توصیههای تاکتیکی برای رسیدن به این حالت عبارتند از: همیشه روی یک صندلی بنشینید، رو به یک جهت باشید و حتی سعی کنید این کار را هر روز در ساعت مشخصی انجام دهید تا ذهن شما برای موفقیت آماده شود. از موسیقی بدون کلام و غیرمخرب (مانند Lo-fi beats، Pink Floyd یا Metallica بسته به نوع کار) برای افزایش تمرکز استفاده کنید. این کار منطقی است، چون شما نمیخواهید آهنگهای مورد علاقه خود را پخش کنید و ۶۰ دقیقه بعدی را به جای مطالعه، صرف لبخوانی با گروه محبوبتان کنید. توانایی انجام کار عمیق، یک ابرقدرت برای یادگیری مهارتهای فنی پیچیده است.
استراتژی ۶: این مسیر را تنها نروید
از قدرت جامعه و دوستانتان استفاده کنید
پیدا کردن دوستانی با علایق مشابه، مزایای فوقالعادهای دارد: یادگیری شما سریعتر میشود، شبکه ارتباطی ارزشمندی برای پیدا کردن شغل آینده خود میسازید، افرادی را دارید که بتوانند کار شما را تأیید کنند، میتوانید پروژههای تیمی بزرگتر و چشمگیرتری برای رزومه خود بسازید و به شما این فرصت را میدهد که در مصاحبههای شغلی درباره تجربه کار تیمی خود صحبت کنید.
داشتن کسی که بتوانید در مورد این مسائل با او صحبت کنید، به معنای واقعی کلمه، میتواند سالها از مسیر یادگیری شما بکاهد.
نتیجهگیری: سفر شما، استراتژی شما
تسلط بر DevOps همانقدر که به چه چیزی یاد میگیرید بستگی دارد، به چگونه یاد گرفتن شما نیز وابسته است. این شش استراتژی به شما کمک میکنند تا هوشمندانهتر یاد بگیرید، نه سختتر. با بهکارگیری این روشها، میتوانید مسیر یادگیری خود را به سفری لذتبخش و پربار تبدیل کنید.