۵ حقیقت شگفت‌انگیز درباره هوش مصنوعی که طرز فکر شما را تغییر می‌دهد

1404/09/20
105 بازدید

1.0 مقدمه: فراتر از کلمات پرهیاهو

اصطلاحاتی مانند هوش مصنوعی (AI)، یادگیری ماشین (Machine Learning) و شبکه‌های عصبی (Neural Networks) همه جا شنیده می‌شوند، اما اغلب باعث سردرگمی می‌شوند. اگر شما هم مطمئن نیستید این قطعات پازل چگونه کنار هم قرار می‌گیرند، نگران نباشید. این مقاله به شما کمک می‌کند تا این قطعات را کنار هم بگذارید و تصویری واضح و کامل از دنیای هوش مصنوعی به دست آورید؛ تصویری که شاید برای همیشه نگاه شما را به این فناوری تغییر دهد.

2.0 نکته اول: اولین قهرمان هوش مصنوعی که شطرنج‌باز بزرگ را شکست داد، در واقع چیزی «یاد نگرفت»

برای دهه‌ها (از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۹۰)، رویکرد غالب در هوش مصنوعی، «هوش مصنوعی نمادین» (Symbolic AI) بود. در این روش، انسان‌ها تمام قوانین را به صراحت برای ماشین برنامه‌نویسی می‌کردند. این کار مانند دادن یک دستور پخت دقیق شیرینی است که باید قدم به قدم اجرا شود.

احتمالاً مسابقه معروف سال ۱۹۹۷ را به خاطر دارید که در آن کامپیوتر Deep Blue شرکت IBM، استاد بزرگ شطرنج، گری کاسپاروف را شکست داد. نکته شگفت‌انگیز اینجاست: Deep Blue از یادگیری ماشین استفاده نمی‌کرد. این کامپیوتر یک هوش مصنوعی نمادین بود که استراتژی‌های آن توسط متخصصان انسانی و استادان بزرگ شطرنج به صورت دستی کدنویسی شده بود و از تجربه خود چیزی یاد نمی‌گرفت.

این روش در تضاد کامل با یادگیری ماشین مدرن قرار دارد. برای مثال، AlphaZero، یک برنامه کامپیوتری دیگر، شطرنج را با بازی کردن در برابر خودش یاد گرفت و استراتژی‌هایی را کشف کرد که انسان‌ها هرگز به آن‌ها فکر نکرده بودند. این لحظه‌ای تاریخی بود که نشان داد یادگیری ماشین صرفاً راهی برای تقلید از هوش انسانی نیست، بلکه می‌تواند به کشف دانش و استراتژی‌های کاملاً جدیدی منجر شود که از دسترس منطق انسان خارج است. این تفاوت، قدرت واقعی یادگیری ماشین را نشان می‌دهد.

یادگیری ماشین می‌تواند راه‌حل‌هایی را پیدا کند که انسان‌ها هرگز آن‌ها را برنامه‌نویسی نکرده‌اند یا حتی به طور منطقی در نظر نگرفته‌اند.

3.0 نکته دوم: قدرتمندترین اکتشافات زمانی رخ می‌دهند که نمی‌دانیم دنبال چه چیزی بگردیم

«یادگیری بدون نظارت» (Unsupervised Learning) رویکردی است که در آن به الگوریتم، داده‌های خام و بدون هیچ‌گونه برچسب یا «پاسخ صحیح» داده می‌شود.

به نتفلیکس فکر کنید: الگوریتمی را تصور کنید که عادات تماشای کاربران را بدون توجه به امتیازاتی که به فیلم‌ها داده‌اند، تحلیل می‌کند. این الگوریتم ممکن است به تنهایی گروه‌های کاربری کاملاً جدیدی را کشف کند، مانند «بینندگان شب‌زنده‌دار» که فقط بین ساعت ۱۱ شب تا ۲ بامداد فیلم می‌بینند، «بینندگان آخر هفته» که کل فصل یک سریال را در دو روز تماشا می‌کنند، یا «بینندگان پس‌زمینه» که هنگام انجام کارهای دیگر، برنامه‌ها را صرفاً برای پر کردن سکوت پخش می‌کنند. این‌ها دسته‌بندی‌هایی هستند که شاید نتفلیکس هرگز از وجودشان خبر نداشته است.

این «ابرقدرت» یادگیری بدون نظارت است: به ما کمک می‌کند چیزهایی را کشف کنیم که نمی‌دانیم که نمی‌دانیم. مزیت اصلی آن صرفه‌جویی در منابع عظیمی است که برای برچسب‌گذاری داده‌ها لازم است و همچنین کارایی فوق‌العاده آن در مواقعی که داده‌های برچسب‌دار کمیاب هستند.

4.0 نکته سوم: برخی از سیستم‌های هوش مصنوعی مانند یک کودک نوپا و از طریق آزمون و خطا یاد می‌گیرند

«یادگیری تقویتی» (Reinforcement Learning) فرآیندی است که در آن یادگیری از طریق آزمون و خطا و با هدایت پاداش‌ها و جریمه‌ها صورت می‌گیرد.

بهترین مثال برای این موضوع، یادگیری دوچرخه‌سواری است. هیچ‌کس به شما یک دفترچه راهنما نمی‌دهد؛ شما تلاش می‌کنید، زمین می‌خورید (بازخورد منفی)، خود را اصلاح می‌کنید و در نهایت موفق می‌شوید (بازخورد مثبت).

این مفهوم در مورد یک خودروی خودران نیز صدق می‌کند. وقتی خودرو خیلی ناگهانی ترمز می‌کند یا از خط خود خارج می‌شود، بازخورد منفی دریافت می‌کند. اما وقتی با نرمی و ایمنی حرکت می‌کند، فاصله ۳ ثانیه‌ای خود را با خودروی جلویی در بزرگراه حفظ می‌کند و پیچ‌ها را به شکلی طبیعی برای سرنشینان طی می‌کند، بازخورد مثبت می‌گیرد. به این ترتیب، خودرو در طول زمان رفتار رانندگی ایده‌آل را یاد می‌گیرد. این فرآیند درست مانند گرفتن یا از دست دادن امتیاز در یک بازی ویدیویی است.

5.0 نکته چهارم: انقلاب هوش مصنوعی مدیون بازی‌های ویدیویی و داده‌های شماست

شاید تعجب کنید اگر بدانید که مفاهیم بنیادی پشت شبکه‌های عصبی عمیق (شبکه‌هایی با چندین لایه) از دهه ۱۹۸۰ وجود داشته‌اند. پس چرا این انقلاب دیرتر رخ داد؟ دلیل آن وجود دو مانع بزرگ بود: کمبود قدرت محاسباتی و کمبود داده.

اولین مانع با ظهور پردازنده‌های گرافیکی (GPU) برطرف شد. این پردازنده‌ها که در اصل برای پردازش گرافیک پیچیده بازی‌های ویدیویی طراحی شده بودند، به طور اتفاقی برای محاسبات موازی عظیمی که شبکه‌های عصبی عمیق نیاز داشتند، کاملاً ایده‌آل بودند.

دومین جزء حیاتی توسط عصر اینترنت تأمین شد: حجم عظیمی از داده‌ها. تصاویر، متون و داده‌های رفتار کاربران از پلتفرم‌هایی مانند نتفلیکس و گوگل، «غذای» لازم برای این مدل‌های تشنه داده را فراهم کردند.

در نهایت، پیشرفت بزرگ کمتر به یک الگوریتم کاملاً جدید مربوط بود و بیشتر نتیجه همگرایی قدرت محاسباتی و حجم داده‌ها بود که سرانجام به مفاهیم قدیمی اجازه داد در مقیاسی باورنکردنی کار کنند.

6.0 نتیجه‌گیری: هوش مصنوعی جادو نیست، یک تکامل است

بنابراین، هوش مصنوعی نه یک جعبه سیاه جادویی، بلکه سفری تکاملی است که از قوانین صریح انسانی آغاز شده و به سیستم‌هایی رسیده که می‌توانند فراتر از منطق ما بیاموزند. از سیستم‌های مبتنی بر قوانین گرفته تا الگوریتم‌هایی که الگوهای پنهان را کشف می‌کنند، هر رویکرد نقش مهمی در شکل‌دهی به دنیای امروز ما داشته است.

حالا که ماشین‌ها می‌توانند الگوها و استراتژی‌هایی فراتر از شهود انسانی را کشف کنند، قدم بعدی در همکاری انسان و ماشین چه خواهد بود؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مقالات